امروز اول مهر بود.
بالاخره تابستون تموم شد. مثل هميشه امسال هم براي اومدن پاييز لحظه شماري ميكردم. اواسطش يه جور و اواخرشم يه جور ديگه. راستش تابستون امسال كلي متفاوت بود ولي بازم در كل نميتونم بگم خوب بود. حتي حالا كه به نيمه اولش كه روزاي فو ق العاده اي داشتم( حداقل اون موقع اين حسو داشتم) فكر ميكنم ديگه حس خوبي ندارم. وقتي قراره آدم هميشه با اومدن اسم تابستون 89 ياد يه آدم بيفته، آدمي كه فكر كردن بهش باعث بشه حالت بد بشه مسلما نميتونه تابستون خوبي باشه. تابستوني كه بر خلاف تابستون عذلب آور پارسال خيلي شلوغ بود.البته ناگفته نماند كه من كلا از بچگي از تابستون بدم ميومد، يعني حتي اگه تابستون خوبي داشتم بازم منتظر غروباي پاييز بودم.
حالا بازم پاييز شده، پاييزي كه قراره پر از درس باشه، پر از تلاش باشه. ولي خب پاييز هر جوري كه باشه قشنگه، خوبه.
دلم ميخوادوسطاي پاييز كه شد،وقتي درختا كاملا نارنجي شدن بزن به كوه و دشت، برم جاده چالوس، آخه اون موقع جاده خيلي رويايي ميشه.
همون دوست گلم كه تو پست3 ازش حرف زدم و ميدونه عاشق پاييزم برا اومدن پاييز يه متن قشنگ برام فرستاد كه خيلي زياد دوستش دارم، انگار كه من و برگارو با هم توصيف كرده، از بس كه ا ز خودم براش حرف زدم. اينه اون متن دلنشين :
شادباش اي زاده ي فصل قرمز و زرد برگهاي خسته از قيد » درختهاي هميشه درخت » ، برگهاي خشك، ولي : رها…
در ضمن امروز پر بود پر از حساي نوستالژيك اول مهري :
اولين روز دبستان بازگرد،شادي آن روزهايم بازگرد، باز گرد اي خاطرات كودكي، بر سوار اسبهاي چوبكي، خاطرات كودكي زيباترند، يادگاران كهن ماناترند، درسهاي سال اول ساده بود، آب را سارا به بابا داده بود، مانده در گوشم صدايي چون تگرگ، خش خش جاروي بابا روي برگ، همكلاسي هاي من يادم كنيد، باز هم در كوچه فريادم كنيد، كاش هرگز زنگ تفريحي نبود، جمع بود و كاش تفريقي نبود، اي دبستاني ترين احساس من، بازگرد و مشقها را خط بزن…
تازه يه چيز خيلي جالب،همون آدمي كه كل تابستونو پر كرد و آخرشم به گند كشيد، همون آدمي كه يه سري از حساي اولي و قشنگ باهاش داشتم كه بعدا همرو به گا داد، بعد از تقريبا 40 روز كه يه كاره گذاشت رفت و من تنها موندم با يه ذهن پريشون و تا اون حدي كه بشه فكرشو كرد دهنم سرويس شد، امروز بهم اس ام اس تبريك اول مهر داد!!! نه خداييش فكر كن!! جدا ماتم برد. يه جورايي خجالت كشيدم از خودم. و همين يه چسه پيامك سردردي بس ناگوار برا م به بار آورد. خداييش فكر كنم معلوم شد درصد تاثير گذاري اين آدم و ايضا درصد سه نقطه بودن بنده!!